تبلیغات
مــــن و پیشــــــــــرفت :) - زورگیری...!
مــــن و پیشــــــــــرفت :)
تــــلاش میکنم برای آینده ای که کسی باورش نداشت...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


یه روز کسی که از همه ی زندگیم بیشتر دوسش داشتم کسی که میگفت باورم داره تنهام گذاشت و رفت با کسی که به قول خودش گزینه ی بهتریه،پول و... داره.قلبم شکست از اون روز با خودم عهد کردم اول از همه به خودم و بعد به همه ی کسایی که باورم نداشتن ثابت کنم که میتونم.بهترین روز زندگیم روزیه که همه ببینن تونستم که بهش بگم دیدی تونستم...شایدم از اون روز بهتر روزی باشه که بتونم به مردم کمک کنم که لبخندی روی صورت خسته ای بیاد.خیلی از دنیا و آدم هاش خستم اما توکلم به خداست.برام دعا کنید :)
..............
راستی 23 سالمه و پسر هستم

مدیر وبلاگ : من و پیشرفت
نویسندگان
امشب ساعت 9:30 شب بود که داشتم از باشگاه از یه کوچه خلوت و تاریک بر میگشتم که یهو یه موتور پیچید جلوم سه نفر ازش پیاده شدن که هر سه نفر ماسک داشتن و چاقو دستشون بود!یهو اومدن سمتم و چاقو رو گرفتن جلو و گفت هر چی داری بده!! دستشو برد عقب که چاقو برنه منم دستشو گرفتم یه چیزی اون لحظه بهم گفت بدو.منم نمیدونم چطوری شد تونستم از بین سه نفر چاقو به دست فرار کنم و  چاقو نخورم!فقط خواست خدا بود.هیچی هم نتونستن ازم بگیرن. وقتی داشتم می دوییدم خوردم زمین اما اونا دیدن کار از کار گذشته سریع سوار موتور شدن و فرار کردن.منم دوییدم دنبالشون پلاک موتور رو ببینم یه مقدارشو دیدم اما تاریک بود نمیشد دید.فقط پام یه مقدار زخم شد و شلوارم پاره شدم وگرنه چاقو نخوردم.شاید اگه خواست خدا نبود الان بیمارستان بودم یا شاید هم زنده نبودم...فقط خواست خدا بود که طوریم نشد...خداروشکر....

با خودم گفتم شاید خدا میخواسته بهم بگه یادت نره من به یادت هستم اینم نشونش...





نوع مطلب : اتفاق بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 خرداد 1392
دوشنبه 3 تیر 1392 05:28 ب.ظ
گاهی وقتا حواسمون به خیلی چیزا نیست ولی اونا حواسشون بهمون هست.
امیدوارم همیشه سلامت و البته دل شاد باشید.
جمعه 24 خرداد 1392 08:34 ق.ظ
سلام شرمنده حواس ندارم که!!یاس
من و پیشرفت : ممنون
پنجشنبه 23 خرداد 1392 08:47 ب.ظ
عجببببببببب!!!!!!
داداشم بیشتر مواظب خودت باش برای چی تنهایی کوچه تاریک و خلوت اون موقع شب میری خدا بهت خیلی رحم کرده خداروشکر که طوریت نشد انقدر ناشکری نکن وکفر نگو به قول خودت دیدی اینم نشونه که بدونی خدا خیلی هم به فکر همه بنده هاش هست و ولشون نکرده به حال خودشون اگر تو لحظه ای چیزی رو که ما میخوایم بهمون نمیده دلیل این نیست که صدامونو نمیشنوه شاید واقعا به صلاحمون نیست و خودمون خبر نداریم
من و پیشرفت : @};-
پنجشنبه 23 خرداد 1392 01:56 ب.ظ
سلام.الاهی شکردیدی خدا حواسش هست؟؟؟قربون ههربونیش برم حواسش به تک تک بنده هاش هس.دیشب یه چیزی ازش خواستم همون موقع بهم داد ساعت 12شب!!!موفق باشی
خوشحال شدم حالت خوبه
من و پیشرفت : ممنون.کاش اسمتم میگفتی
چهارشنبه 22 خرداد 1392 11:47 ق.ظ
سلام عزیز خدابد نده خدارو شکر به خیر گذشته
مواظب خودت باش
من و پیشرفت : سلام.آره به خیر گذشت خداروشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.