تبلیغات
مــــن و پیشــــــــــرفت :) - یک شبی مجنون نمازش را شکست...
مــــن و پیشــــــــــرفت :)
تــــلاش میکنم برای آینده ای که کسی باورش نداشت...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


یه روز کسی که از همه ی زندگیم بیشتر دوسش داشتم کسی که میگفت باورم داره تنهام گذاشت و رفت با کسی که به قول خودش گزینه ی بهتریه،پول و... داره.قلبم شکست از اون روز با خودم عهد کردم اول از همه به خودم و بعد به همه ی کسایی که باورم نداشتن ثابت کنم که میتونم.بهترین روز زندگیم روزیه که همه ببینن تونستم که بهش بگم دیدی تونستم...شایدم از اون روز بهتر روزی باشه که بتونم به مردم کمک کنم که لبخندی روی صورت خسته ای بیاد.خیلی از دنیا و آدم هاش خستم اما توکلم به خداست.برام دعا کنید :)
..............
راستی 23 سالمه و پسر هستم

مدیر وبلاگ : من و پیشرفت
نویسندگان

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پُر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو… من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی
در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

قصه ی لیلی و مجنون
مثنوی نظامی







نوع مطلب : خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 اردیبهشت 1392
چهارشنبه 8 خرداد 1392 12:00 ب.ظ
سلام عزیز این متنو ازت دزدیدم
من و پیشرفت : مال نظامیه.اشکال نداره
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 11:20 ب.ظ
کلییییییییییییییییییی نظر میخوام.همه تون فراموشم کردین.آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآپم
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 11:08 ب.ظ
هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست
که یک نفر احساست رو بفهمه
بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی !!!

آآآآآآآآآآآآپم.
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 02:40 ب.ظ

یک روز من سکوت خواهم کرد !
تو آن روز ،
برای اولین بار ،
مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید ...

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.