تبلیغات
مــــن و پیشــــــــــرفت :) - پول...
مــــن و پیشــــــــــرفت :)
تــــلاش میکنم برای آینده ای که کسی باورش نداشت...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


یه روز کسی که از همه ی زندگیم بیشتر دوسش داشتم کسی که میگفت باورم داره تنهام گذاشت و رفت با کسی که به قول خودش گزینه ی بهتریه،پول و... داره.قلبم شکست از اون روز با خودم عهد کردم اول از همه به خودم و بعد به همه ی کسایی که باورم نداشتن ثابت کنم که میتونم.بهترین روز زندگیم روزیه که همه ببینن تونستم که بهش بگم دیدی تونستم...شایدم از اون روز بهتر روزی باشه که بتونم به مردم کمک کنم که لبخندی روی صورت خسته ای بیاد.خیلی از دنیا و آدم هاش خستم اما توکلم به خداست.برام دعا کنید :)
..............
راستی 23 سالمه و پسر هستم

مدیر وبلاگ : من و پیشرفت
نویسندگان

پول می تواند : تخت خواب بخرد ولی خواب را نه .

پول می تواند : کتاب بخرد ولی خرد را نه .

پول می تواند : ساعت بخرد ولی زمان را نه .

پول می تواند : شریک بخرد ولی رفیق را نه .

 پول می تواند : زیورآلات بخرد ولی زیبایی را نه .

پول می تواند : غذا بخرد ولی اشتها را نه .

پول می تواند : دارو بخرد ولی سلامتی را نه .

پول می تواند : حلقه بخرد ولی عشق ازدواج را نه .

پول می تواند : سرگرمی بخرد ولی خوشحالی واقعی ودائمی را نه .

 رسیدن به پول هدف نیست.!!!

پول تنها وسیله ای است ؛ برای رسیدن به هدف.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 اسفند 1392
پنجشنبه 29 اسفند 1392 07:27 ق.ظ
صبح شده است.
چشم كه می گشایی، به تو لبخند می زند زندگی.
طلوعی دوباره است؛ فرصتی دوباره برای شكفتن.
ثانیه های شب، قطار قطار صف كشیده اند به استقبال بیداری تو. نسیم، چشم به در حلقه كرده است تا قدم به خیابان بگذاری. برخیز! شكوفه ها منتظرند. مسابقه عشق است در شهر؛ نقشه گنج روزی حلال را بخوان! در شیار دست هایت، طلای نعمت را پای دیوارها چال كرده اند؟ بگرد تا بیابی!
صبح شده است و نهیب می زند كه غنیمت بشماری لحظه هایی را كه هیچ وقت برنخواهند گشت. برگی دیگر از دفتر ایام ورق می خورد. پنجره ها بوی صمیمیت گرفته اند. افق، در محاصره نگاه های دور برُد توست.
خستگی ات را تكانده ای؛ برخیز كه باید پرواز كنی دوباره.
باید هجوم ببری به دوردست ها و با موج ها مشت بیندازی!
ترانه مهر می خوانند در كوچه ها؛ برخیز تا شور و نشاط، دست هایت را بگیرد و عطر تازگی، شانه به شانه ات راه بپوید. چه خوش است زندگی در صبح؛ در ابتدای راه كه ریه ها پُر است از هوای تازه و آینه ها را گردگیری كرده اند.
بوی تمیزی می دهد همه چیز. چنارهای حاشیه خیابان ها آدم ها را بدرقه می كنند.
همه چیز یك بار دیگر، آغاز شده است. انگار زمین برگشته است به نقطه اول و دوباره به راه می افتد! سر خستگی را پیش پای امید بریده اند و امید است كه سرزمین دل ها را فتح كرده است.
صبح شده است.
صبح زیباست؛ اگر تو بخواهی كه زیبا باشد؛ زیبایی در نگاه توست و نگاه توست كه حیات را معنا می كند.
میدان های شهر را ببین كه دوان دوان به سوی تو می آیند. به چشم هایت بگو كه برخیزند. از قدم هایت بخواه كه به راه بیفتند؛ كاروان خلقت به راه افتاده است.
كاروان خلقت، هیچ گاه نمی ایستد؛ باید بدوی، باید آب پاش برداری؛ جوانه های نو رسیده تشنه اند.
گنجشك ها در خواب سكوتند هنوز؛ باید بیاموزی شان كه ترانه های خود را از یاد نبرند.
برخیز كه زندگی، نیرو از بازوهای تو می گیرد برخیز؛ صبح شده است!

سلام صبحتون به خیر و نیکی
پیشاپیش عیدتون مبارک
من و پیشرفت : عید شما هم مبارک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.