تبلیغات
مــــن و پیشــــــــــرفت :) - به خاطر سوپ ریخته تاسف نخور…
مــــن و پیشــــــــــرفت :)
تــــلاش میکنم برای آینده ای که کسی باورش نداشت...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


یه روز کسی که از همه ی زندگیم بیشتر دوسش داشتم کسی که میگفت باورم داره تنهام گذاشت و رفت با کسی که به قول خودش گزینه ی بهتریه،پول و... داره.قلبم شکست از اون روز با خودم عهد کردم اول از همه به خودم و بعد به همه ی کسایی که باورم نداشتن ثابت کنم که میتونم.بهترین روز زندگیم روزیه که همه ببینن تونستم که بهش بگم دیدی تونستم...شایدم از اون روز بهتر روزی باشه که بتونم به مردم کمک کنم که لبخندی روی صورت خسته ای بیاد.خیلی از دنیا و آدم هاش خستم اما توکلم به خداست.برام دعا کنید :)
..............
راستی 23 سالمه و پسر هستم

مدیر وبلاگ : من و پیشرفت
نویسندگان
روزی یک کشاورز سالخورده  چینی، در حالی که مقداری سوپ را در ظرفی که به انتهای چوبی وصل شده بود، حمل می کرد، از جاده ای می گذشت. بعد از مدتی کاسه ترک برداشت و شکست و سوپ درون ظرف به زمین ریخت. کشاورز پیر بی توجه به اتفاقی که افتاده بود به راهش ادامه داد.

مردی که ماجرا را مشاهده کرده بود رو به پیرمرد کرد و گفت: ” متوجه نشدی که همه ی سوپت به زمین ریخت؟” کشاورز پاسخ داد: ” چرا ، صدای شکستن را شنیدم. تمام سوپ هم از بین رفته است. اما چه کاری از دست من ساخته است؟” نتیجه : بر اتفاق گذشته ، اندوه مخور تاسف ،مسئله ای را حل نمی کند.







نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 14 آذر 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.